الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

277

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

« عبد الرحمن بن عوف » خوددارى نمود كه بر او اصرار كرد تا خلافت را به وى واگذار كند به شرطى كه به شيوهء شيخين متعهد شود و آن حضرت جز اين را نپذيرفت كه بر وفق رأى و اجتهاد خاص خويش عمل كند و اگر حضرتش از طالبان دنيا و عاشقان قدرت بود ، به وى پاسخ مثبت مىداد و پس از آن مطابق آنچه مناسب مىديد عمل مىكرد ولى آن حضرت چيزى را كه به آن معتقد نبود ، متعهد نمىگشت و هيچ راهى را كه در آن كجى يا انحراف از الگوها و هدايت اسلام باشد ، در پيش نمىگرفت . ( 1 ) « عدالت » با گسترده‌ترين مفاهيمش در شخصيت امام عليه السّلام فراهم آمده بود و آن از عناصر اصلى است كه لازم است هر زمامدارى كه عهده‌دار امور مسلمين گردد ، به آن زيور يابد . ( 2 ) اينها بعضى از ويژگيهاى امام عليه السّلام مىباشد ، پس چگونه ممكن است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را نامزد ننمايد و براى منصب خلافت انتخاب نكند ؟ ! ! و اگر ما به اصل وراثت متعهد شويم كه مهاجرين آن را در برابر انصار حجت قرار دادند ، امام از ديگران به مقام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شايسته‌تر بود ؛ زيرا وى ابن عم پيامبر و داماد و پدر دو سبطش بوده است . ( 3 ) « سيديو » مىگويد : « اگر به اصل وراثت كه از آغاز به نفع على بوده ، معترف مىشدند ، اين اصل مىتوانست منازعات نكبت‌بارى كه اسلام را غرق در خون نمود ، متوقف سازد . همسر فاطمه در شخص خود ، حق وراثت را به عنوان وارث شرعى پيامبر دارا بود همان گونه كه حق انتخاب شدن را نيز در اختيار داشت » « 1 » .

--> ( 1 ) روح الاسلام ، ص 292 .